جمعه 22 خرداد 1405 - Fri 12 Jun 2026
  • دشمن دست از پا خطا کند سیلی محکمی می‌خورد

  • مجلس ترحیم آیت‌الله فیاض از طرف رهبر انقلاب در قم

  • چرا دارایی‌های ماسک در منطقه، هدف نظامی برای ایران است؟

  • الگوی ترامپ و روایت واقعیت از پس یک جنگ روانی

  • نجات ۳۹ مهاجر از یک تریلی آتش گرفته در تگزاس / فیلم

  • نفوذ حنظله به سامانه‌های پهپادی FBI

  • واکنش حزب الله به توافق احتمالی ایران و آمریکا

  • بومی‌سازی کلیشه‌های غربی؛ از دوگانه‌های ساده‌انگارانه تا تقلیل تاریخ + عکس

  • شروع سوخت‌گیری با کارت بانکی از ماه آینده

  • عارف: روند رشد قدرت ایران متوقف‌شدنی نیست

  • نصیحت جالب جولانی به سران بیروت

  • صدور حکم ۳۰ سال حبس برای یک رئیس جمهور

  • جزئیات جدید از پیش‌نویس تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای ایران و آمریکا

  • افزایش حقوق بازنشستگان در خرداد اعمال می‌شود؟

  • ساعت ترامپ روی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خوابیده

  • اصفهان؛ شهر مردانی که تاریخ تشیع را روایت کردند + عکس

  • آتش‌زدن پرچم اسرائیل در افتتاحیه جام جهانی / فیلم

  • اروپای سرگردان در بحران مشروعیت؛ افول یک بازیگر غربی

  • تمامیت و امنیت ملی ایران موضوع معامله تبلیغاتی نیست

  • مکزیکی‌ها برنده دیدار افتتاحیه جام جهانی ۲۰۲۶

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 177723
    تاریخ انتشار: 19/فروردين/1399 - 10:11

    راز «آب هرگز نمی‌میرد»/سرداری که پاهایش زودتر راهی «بهشت» شد

    شما را دعوت می‌کنیم به یک پویش، «#خانه_بمانیم_کتاب_بخوانیم»؛ تا سفری کنیم به دنیای انسان‌های بهشتی، هرگاه دلتان برای حاج میرزا تنگ شد سری به کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» بزنید، راستی چرا آب هرگز نمی‌میرد؟

    راز «آب هرگز نمی‌میرد»/سرداری که پاهایش زودتر راهی «بهشت» شد

     او پاهایش رفته بود، زودتر از خودش پاهایش راه بهشت را پیدا کرده بودند اما هیچکس باور نمی‌کرد خود حاج‌میرزا به این زودی‌ها برود، برای او از همه سخت‌تر بود که رفتن همه همرزمانش را ببیند و سپس راهی شود، مگر شهید مولوی به او وعده نداده بود شهید می‌شود. می‌توان به صراحت گفت حاج‌میرزا هرگز از شهادت ناامید نشد با اینکه سال‌ها از وعده مولوی گذشته بود اما او آن وعده را صادق می‌دانست؛ بنابراین مزدش را گرفت و رفت. او مظلومانه‌تر از همه رفت، رفتن «حاج حسین» را دید، پر پر شدن «حاج قاسم» را به نظاره نشست، علی‌آقا خوش‌لفظ را هم تشییع کرد و در غربت و تنهایی عباس‌وار رفت.

    هیچ کس نمی‌داند چطور باید از سردار «حمید حسام» تقدیر کرد، چطور باید از حاج حسین همدانی قدردانی کرد که او را واداشت تا درباره روزهای نبرد بگوید و بنویسد. اگر امروز کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» نبود، چطور دلتنگی‌های خود را تا اندازه‌ای برطرف می‌کردیم.

    خیلی‌ها هنوز باور نکردند حاج میرزا، همان قهرمان گمنام حماسه مرصاد رفته است، همان‌هایی که شاید تنها یکبار او را دیده باشند و مجذوبش شدند. بلی، یکبار دیدن و شیفته این مرد شدن کفایت می‌کند.

    بنابراین برای اینکه هروقت دلتنگ شدید یادی از سردار کنیم و در فراقش و در تنهایی خود چند قطره اشک بریزیم.

    در ادامه پویش «خانه بمانیم، کتاب بخوانیم» خبرگزاری فارس که با همکاری کتابخانه‌های عمومی همدان برای استفاده بهتر از روزهای خانه‌نشینی راه‌اندازی شده است، کتابداران از «آب هرگز نمی‌میرد» خواندند و از روزهایی گفتند که سردار را برای اولین بار دیدند.

    محمد زارعی، معاون کتابخانه مرکزی همدان از نخستین دیدارش با حاج میرزامحمد سلگی می‌گوید، وقتی به مناسبت شهادت سردار سلیمانی، خوانش کتاب حاج قاسم برگزار شد او دست نوشته خود حاج میرزا بر کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» را برایمان می‌خواند:

    راز «آب هرگز نمی‌میرد»

    چه می‌شود حاج‌میرزا، فرمانده قلب‌های سربازان گردان ابوالفضل لشکر انصارالحسین(ع) همدان که عاشق ابوالفضل‌العباس(ع) است و همه این را می‌دانند، «آب هرگز نمی‌میرد» را کشف می‌کند.

    طاهره جهانگیری، کتابدار کتابخانه مرکز همایش‌های قرآنی همدان برای رازگشایی از این مفهوم بزرگ بخشی از کتاب را می‌خواند:

    اما بازمی‌گردیم به روزها اول جنگ، وقتی دشمن چاره‌ای نمی‌بیند تا برای نابودی نظام اسلامی، دست به اسلحه ببرد، به این گمان که چندروزه تهران را فتح می‌کند. اما فراموش می‌کند مردانی هستند در این سرزمین که با دست خالی و پوست، گوشت و استخوان خود راه او را سد می‌کنند، مردانی که از جنس آسمان هستند و چند روزی در زمین میهمان اهالی کره خاکی.

    حاج میرزا در «آب هرگز نمی‌میرد» از آن‌ها می‌گوید و میلاد امینیان، رئیس اداره کتابخانه‌های عمومی نهاوند، زادگاه حاج‌میرزا و اکثر بچه‌های گردان ابوالفضل(ع)، آن را روایت می‌کند. قهرمان مرصاد از حاج محمود شهبازی می‌گوید فرمانده ۲۴ ساله لشگر انصارالحسین(ع) که از نهج‌البلاغه برای رزمنده‌ها نقل می‌آورد و آن‌ها را آماده حضور در جبهه‌ها می‌کند

    دوستی حاج‌میرزا و علی‌آقا چیت سازیان

    اینکه چه می‌شود حاج میرزا و علی‌آقا با هم آشنا می‌شوند نیز شنیدنی است، مردان خدایی ناخودآگاه جذب هم می‌شوند همچنان امینیان از کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» می‌خواند:

    به ابوالفضل قسم که هیچ چیز را با جبهه عوض نمی‌کنم

    خانواده نگران است، حق هم دارند، هر روز او جبهه است و زیر رگبار گلوله و همسر دل‌نگران شوهر؛ اما وقتی این دل‌نگرانی را فاش می‌سازد چه می‌شوند؟ او همه را برای شهادتش آماده کرده بود.

    محسن امیدی، قهرمان مردم نهاوند

    روایت حاج میرزا از شهید محسن امیدی زمانی که می‌رود و خاطره‌ای عجیب از این شهید بزرگ.

    حسن ترک چگونه رفت

    حسن ترک، قهرمان دلاور جبهه‌ها در دفاع مقدس وقتی می‌رود حاج میرزا او را می‌بیند.

    پیشگویی شهیدمولوی

    حاج میرزا هم مثل همه رزمنده‌ها عاشق شهادت است و هر روز به درگاه خداوند دعا می‌کند. اگرچه همه مردان خدایی رفتنی هستند و شهید می‌شوند اما هرکس به طریقی این راه را می‌رود، اما شهید مولوی در خواب به حاج میرزا می‌گوید:

    حاج محمد طالبیان بسیجی ساده و الگوی همه نهاوندی‌ها

    حاج محمد طالبیان، مراد همه مردم نهاوند درباره سوال حاج میرزا که با او مشورت می‌کند؛ سخنی در خور توجه را بیان می‌کند

    پاهایی که رفتند

    میرزامحمد قهرمان جبهه‌های جنگ دو پای خود را از زانو نداشت، اما هرگز از حرکت بازنایستاد. میترا قربانی مسئول کتابخانه ثارالله روستای مزرعه‌بید شهرستان اسدآباد، جانبازی او را روایت می‌کند:

     

    منبع : فارس


    download

    download

    download

    download

    download

    download

    download

    download

    download

    download

    download

    download

    download

    download

    نظرات بینندگان
    نظرات شما